دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

سنت‌های فکری محدودکننده قدرت مطلقه: بسترهای تکوین حقوق عمومی در آستانه مشروطه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
10.22034/jrpl.2026.736020
چکیده
این مقاله با تمرکز بر سال‌های منتهی به مشروطه، به واکاوی سنت‌ها و گفتمان‌های فکری درونی می‌پردازد که علی‌رغم سلطه استبداد و نظریه سلطنت مطلقه، ظرفیت تحدید قدرت شاه را دارا بودند و بستر نظری لازم برای تکوین حقوق عمومی و استقرار نظام مشروطه را فراهم آوردند. با اتکا به روش تحلیل تاریخی-اندیشه‌ای و با بررسی هشت سنت/گفتمان عمده (اندیشه سیاسی-فقهی شیعه، گفتمان قانون، سنت اندرزنامه‌نویسی، اندیشه اصلاح‌طلبی دینی، گفتمان ترقی‌خواهی، گفتمان عدالت‌خانه، نظریه ودیعه و امانت الهی، و نهاد وقف)، استدلال می‌شود که محدودسازی قدرت در این عصر، ریشه در منظومه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده از اندیشه‌ها داشت. از سنت فقهی-کلامی شیعه با مؤلفه‌های نیابت علما و مشروعیت مشروط حکومت، تا گفتمان قانون با مکانیسم‌های تفکیک قوا و حاکمیت قانون؛ از سنت اندرزنامه‌نویسی با تأکید بر عدالت و حق انتقاد، تا اندیشه اصلاح‌طلبی دینی با بازخوانی مفاهیم شورا و مصلحت عمومی؛ از گفتمان ترقی‌خواهی با تحول مفاهیم ملت، وطن و مشروعیت کارکردی، تا گفتمان عدالت‌خانه با حق تظلم‌خواهی و گذار به نهادسازی. افزون بر این، دو سنت نظریه ودیعه و امانت الهی و نهاد وقف، به ترتیب چارچوب‌های حقوقی-فلسفی و اقتصادی-اجتماعی مستحکمی برای تحدید قدرت ایجاد می‌کردند. این سنت‌ها در تعامل و گاه تقابل با یکدیگر، فضای فکری جامعه ایران را از «مشروعیت مطلقه شاه» به سمت «مشروطیت و مسئولیت‌پذیری قدرت» سوق دادند. این فرآیند، مسیر تبدیل تحدیدهای اخلاقی و پراکنده به محدودیت‌های نهادی و نظام‌مند حقوق عمومی در قانون اساسی مشروطه را هموار نمود.
کلیدواژه‌ها