دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

تبارشناسی مفهوم عدالت در گفتمان مشروطه: از تمنای تأسیس عدالت‌خانه تا سیاست جنایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
استادیار، گروه حقوق، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
10.22034/jrpl.2026.735850
چکیده
عدالت در گفتمان مشروطه نه صرفاً به‌عنوان فضیلتی اخلاقی، بلکه به‌مثابه بنیان نظم نوین حقوقی و سیاسی ایران ظهور یافت. مفهوم «عدالتخانه» که نخست در شعارهای مردم و اندیشه‌های روحانیون و روشنفکران متجدد ایرانی شکل گرفت، سرآغاز تحول در تلقی از عدالت بود؛ تحولی که از مطالبه اخلاقی و شرعی عدالت به سمت مفهوم حقوقی و ساختاری آن حرکت کرد. عدالتخانه نه یک مفهوم حقوقی از پیش‌تعریف‌شده و شفاف، بلکه یک دالّ شناور و یک میدان نبرد گفتمانی بود که امکان ائتلاف نیروهای ناهمگون را فراهم می‌آورد و در عین حال، ماهیت رادیکال انقلاب را پنهان می‌کرد. بر همین اساس، مدل عدالتخانه در مراحل مختلف توسعه یافته و در هر مرحله، خرده‌الگوهای متفاوتی دیده ‌شد که دامنه آن از اصلاح نظام قضایی تا الگویی نزدیک به مجلس شورا گسترده گردید. به این ترتیب عدالت به ابزار تحدید قدرت مطلقه و ضامن حقوق عمومی شهروندان بدل شد و در نتیجه، نخستین گام‌ها برای پیدایش سیاست جنایی نوین ایران نیز در همین بستر فکری برداشته شد.
هدف اصلی، ردیابی سیر تطور این مفهوم کلیدی از خواست اولیه‌ی تأسیس عدالتخانه به‌مثابه‌ی یک برساخت گفتمانی برای تحدید قدرت استبدادی و اجرای قانون شرع، تا برآمدن مفهوم مدرن سیاست جنایی به‌عنوان سازوکاری برای مدیریت جرم و مجازات است. سیاستی که هدف آن نه صرفاً مجازات بزهکار، بلکه تحدید قدرت کیفری حکومت و تضمین آزادی‌های فردی بود. از این منظر، می‌توان گفت سیاست جنایی مشروطه بر سه رکن استوار بود: قانون‌گرایی به‌جای اراده سلطانی، تفکیک نهادهای عدالت از قدرت سیاسی و عدالت به‌مثابه معیار مشروعیت کیفری. در واقع عدالت در اندیشه مشروطه، پلی میان حقوق عمومی و حقوق کیفری ایران ساخته است؛ پلی که بازخوانی آن می‌تواند در بازاندیشی سیاست جنایی معاصر ایران، الهام‌بخش باشد.
کلیدواژه‌ها