دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

دوفصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق عمومی

از دعای رعیت گناهکار تا فریاد شهروند معترض پدیده‌شناسی اعتراض از پیشامشروطه تا مشروطه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد،حقوق بین‌الملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 فارغ‌التحصیل کارشناسی حقوق، دانشگاه آزاد، واحد خوراسگان، خوراسگان، ایران
چکیده
اعتراض به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین اشکال کنش اجتماعی، نسبت وثیقی با تصور مسلط از انسان سیاسی، ساختار قدرت و جایگاه قانون دارد. در تاریخ ایران، اعتراض نه صرفاً رفتاری واکنشی، بلکه شاخصی برای فهم تحولات مفهومی در رابطه دولت و جامعه بوده است. این مقاله با رویکردی پدیده‌شناسانه و با تکیه بر مبانی حقوق عمومی، به بررسی تحول معنای اعتراض در بستر گذار تاریخی از وضعیت رعیت به شهروند، از دوره پیشامشروطه تا نهضت مشروطه می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که اعتراض چگونه از کنشی اخلاقی، دینی و عمدتاً خارج از نظم حقوقی، به‌تدریج به امری قابل فهم در افق قانون و حقوق عمومی تبدیل شد. فرضیه مقاله بر این مبنا استوار است که اعتراض، آینه‌ای برای فهم دگرگونی انسان سیاسی در ایران است. در جامعه پیشامشروطه، انسان سیاسی در قالب رعیت تعریف می‌شود و در نتیجه، امکان اعتراض به‌معنای حقوقی آن وجود ندارد و واکنش به قدرت غالباً در اشکالی چون دعا، صبر یا تظلم‌خواهی فردی بروز می‌یابد. با تشدید بحران‌های اجتماعی و اقتصادی قرن نوزدهم، نوعی آگاهی جمعی پیشاسیاسی شکل می‌گیرد که زمینه بروز اعتراض اجتماعی را فراهم می‌سازد. در این میان، جنبش تحریم تنباکو به‌عنوان نقطه عطفی تاریخی، نخستین تجربه فراگیر و نسبتاً سازمان‌یافته اعتراض را رقم می‌زند و تصور ناتوانی جامعه در برابر قدرت را به چالش می‌کشد. مقاله نشان می‌دهد که هرچند این اعتراض‌ها واجد مشروعیت اجتماعی‌اند، اما تا پیش از مشروطه فاقد صورت‌بندی حقوقی‌اند. نهضت مشروطه تلاشی برای تبدیل تجربه اجتماعی اعتراض به فهمی حقوقی، مبتنی بر شناسایی شهروند، تحدید قدرت و حاکمیت قانون است. در نهایت، مقاله استدلال می‌کند که حق اعتراض محصول تاریخی این سیر تحولی است و بدون درک آن، تحلیل حقوق عمومی در ایران ناقص خواهد بود.
کلیدواژه‌ها